تبليغاتX
گنبد کبود -

قلبم از راست می تپد.

پشت گوشم را می بینم.

 چاقویم  هر روز دسته اش را می برد.

و من هر روز در راه خانه ،

در پیچ موهایم گم می شوم؛

وتا پیدایم شود،

صبح نیمه روشن فردا در پرده است

و سیرسیرکها در خواب.

نوشته شده توسط سمیرا کریمی در ساعت 16:48 | لینک  |